X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

لباس پوشیدم . آماده . غذا تو سبد به همراه نوشابه خنک و یخ زده و چای و یک عالمه خوراکی .... چمدان و ساک هم آماده توی راهرو زیر پله ها...... 

دارم می رم جوجه خرس گنده ام رو بیارم . بسه دیگه می ترسم استقلال خونش بجهه بالا . دلتنگی خودم رو عشق است .  

 

همه می دونن تا حالا هیچ وقت سابقه نداشته برای رفتن به اراک این جور زود آماده بشم . پدر عشق بسوزه . بی خیال. رفتم که رفتم ....... های لای لای ..... بشکن و سوت ..... حالا دست دست ..... 

 

جن هایم هم رفتند شکر خدا.

نوشته شده در چهارشنبه 8 تیر‌ماه سال 1390ساعت 02:24 ب.ظ توسط من نظرات (3)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others