X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

هستی اراک مانده . من تنهایم و این تنهایی اذیت میکند . دلم گرفته . دلتنگم . اما سعی میکنم در صدایم دلتنگیم پیدا نشود . هر بار به بهانه ای تماسی میگیرم تا صدایش را بشنوم .خودم را آرام می کنم . به خودم می گویم او نباید گرفتار تنهایی تو شود . دیر یا زود می رود رد زندگی خودش . امروز می گفت وقتی برایم اس ام اس می دهی گریه ام می گیرد . همین برایم کافی است . می روم روی تختش دراز میکشم و سرم را روی بالشش فرو میکنم . همه اش دارم جای خالیش را با چشم دنبال می کنم .  

به هر حال خوش باش دخترکم . به خودم قول داده ام هرگز بال و پرت را نچینم . اوج بگیر تا هر جا که می توانی . عزیزکم برای من همین عشق جاری کافی است .  

 

 

ـ می توانستم اراک بمانم . این جا کاری ندارم . ولی گفتم بگذار قدم هایش بزرگ تر شود . بگذار او هم تجربه کند .  

- اصلا برای همین است که حوصله نوشتن ندارم . خوب می شوم . کلی مطلب داشتم که بگویم .

نوشته شده در یکشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1390ساعت 11:48 ق.ظ توسط من نظرات (7)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others