X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

وقتی داشتم نظرات پست قبل رو جواب می دادم این کامنت حسابی میخکوبم کرد :  

 

 

خوش به حال هستی که یه همچین مادر خوبی داره!مادر من که همیشه تا به این سن منو منع کرده از رفتن بیرون با دوستام و خونه رفتن ها و آرایش کردن و خلاصه از همه چی  محرومم کرده.واقعا خوش به حال هستی که مادر به این خوبی داره!من که نداشتم چون همیشه مامانم فکر می کرد زود غیر قابل کنترل می شم!اما نمی دونه من توی همین دنیای نت چه کارا که نکردم و فکر می کنه همیشه من خوبم..محدودیت خیلی زیاد خوب نیست آدمو بدتر به راه های انحراق می کشونه و من الان پشیمونم از کارا و خطاهایی که کردم اما تقصیر این همه مجدودیت بوده وگرنه عمرا به پسری رو می دادم و خودمو و وجودمو تقدیمش می کردم.دلم پر بود این پستو دیدم گفتم بیام بگم شما مراقب دخترتو و خودت باشو نذار به خاطر محرومیت های الکی خدایی نکرده از شما و خونوادش زده بشه!
اونوقت می شه یکی مثل من که دیگه نه پاک و معصومه و حتی نمی دونه الان باکره است یا نه!کاش منم میتونستم مامانمو دوست داشته باشم.کاش اون جلاد نبود کاش مثل شما به استقلال من افتخار می کرد.چرا باید پاکی مو تقدیم یه آشغال بی همه چیز می کردم؟؟؟؟؟

من با خودم چی کار کردم؟
تو اوج حووونی بدبختی رو واسه خودم خریدم!مراقبش باشین همیشه باهاش دوست باشین و از دور مراقبش باشین ولی محدودش نکنین که اونوقت خدایی نکرده ۷سال دیگه میشه مثل الان من
:(   

 

 من نمیدونم چند نفر از ماها که خودمون رو مادرای خوبی هم میدونیم از چشم بچه هامون یه جلاد دیده می شیم ؟ نمیدونم چند تامون از ترس صدمه ندیدن بچه ها اونا رو  محدود میکنیم یا حتی نمی گذاریم کوچکتری اطلاعاتی رو از پیرامون خودشون داشته باشن ؟ دوست نادیده من : 

بیشتر مادرای امروز همون دخترای دیروز هستن . جوی که ماها توش بزرگ شدیم پره از وحشت و ترس بود . دیدن دائمی دخترای بی گناه توی ماشینای گشت به جرم مانتوی رنگی یا حتی بردن خانومای محترم به گناه داشتن یه آرایش ساده....... عزیز نسل ما فنا شد و بزرگ شد توی متر های دستای مدیرا که اگه فقط اگه پاچه شلوارت زیر ۲۰ سانت بود حتی در مدرسه هم به روت بسته میشد . عزیز نسل من هیچ جا جاش نبود .نه مال جبهه بودیم نه مال انقلاب نه حتی قبل انقلاب .  این قدر ترسیدیم که یکی هم شد مادر تو . شاید فقط شاید اون نمیخواسته تو رو هم فنا شده ببینه . محدودت کرده که همرنگ یا دلخواه اونا باشی من نمیدونم جو زندگی تو دوست عزیز چه جوری هست . ولی بدون که حتی من مادر که به چشم تو خوب اومدم خیلی چیزا رو نمیگم . عزیز خیلی جلوی خودم رو گرفتم که دنبال هستی نرم . من می ترسم که یک وقت یکی حتی بهش تذکر بده .من میترسم حتی یکی بهش چیزی بگه . تنها فرقم با کسای دیگه اینه که وحشتم رو به زورم شده پنهان میکنم . بهش اطلاعات می دم که از کسی نپرسه و چیزی غلط نفهمه . اینا تمامش چیزایی هست که توی زندگی خودم شدیدا ازش ضربه خوردم . میدونی به کامنتت خیلی فکر کردم . فقط یه چیز میتونم بهت بگم : 

عزیز تو این جور نباش. هیچی رو از دست ندادی . هر چی که تا حالا گذشته بگذار پشت دیوار خاطره . به نظر من تو یه دختر پر از تجربه و دنیا دیده ای. هر چی بوده تموم شده . عزیز تو مثل مادرت نباش . هر چی نداشتی برای فرزند خودت بکن . همه دنیا و همه زندگی هنوز پیش روی تو هست . نمیخوام نصیحتت کنم  اما شاید مادر تو هم یه حرفایی برای گفتن داشته باشه . اگه اون دوستت نیست خوب نباشه تو دوستش باش  . زمان میبره ولی بدون موفق میشی. ممنوم که به من اطمینان کردی .  

 

امروز هر کی این جا رو خوند نظرش رو بگه و حرفش رو بزنه . ممنون میشم .

 

نوشته شده در شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1390ساعت 09:35 ق.ظ توسط من نظرات (4)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others