X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

اولین باری که  فلسفه وجود مراسم مخصوص محرم رو فهمیدم ایذه بودم . تو بالکن خونه مون که مشرف به یکی از خیابونای اصلی ایذه بود . خوب یادمه که شب شام غریبون بود . فرداش امتحان داشتیم و هر ۹ نفرمون اومده بودیم که درس بخونیم . صحنه ای که اون شب خیلی روم تاثیر گذاشت شبیه سازی تشییع جنازه امام حسین بود روی یه تابوت خون مالی شده . جنازه سر نداشت و یه سر با عمامه سبز روی سینه جنازه گذاشته بودن . یه شیر از عقب تابوت میومد و روی سرش با دستاش خاک میریخت . اون شب برای اولین بار گریه ام گرفت . دلم سوخت و خوب یادمه که چه طور هم ذات پنداری کردم . خودم رو جای بازمونده های کربلاگذاشتم . غم از دست دادن هر عزیزی اونم جلوی چشمات..... 

به هر حال اگه هر نیتی پشت برگزاری این مراسم باشه فرصت خوبیه برای خالی شدن دلای پر از درد که این روزا گریبان گیر همه شده .   

 

 

 

این روزا به هر بهانه ای دلم گریه میخواد . نمی دونم فضا فضای سنگینیه یا من اینجورم . خیلی خسته ام . به اون حالتی رسیدم که انگار جسمم برای روحم کوچیکه . دارم پرس میشم از فشار از فکر از درد . به شنیدن هر نوحه ای گزیه ام در میاد . دلم برای پدرم بد جوری تنگه . از اینی که این همه سعی دارم همه ازم راضی باشن و صدام در نیاد خسته شدم . خلاصه این که دلم گرفته . برای دوستم از بیماریم مینویسم اصلا جواب نمیده . به این یکی میگم دلم گرفته اونم جواب نمیده . شده مال همه باشی و هیچ کس مال تو نباشه ؟

نوشته شده در پنج‌شنبه 18 آذر‌ماه سال 1389ساعت 12:08 ق.ظ توسط من نظرات (2)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others