X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

چند روز پیش رفته بودم آرایشگاه . خانمه حسابی مشغول چیز انداختن من بود . چونه اش هم گرم شده بود و داشت ماجرا تعریف میکرد . تا اون روز ندیده بودمش نمیشناختمش خوب اون هم من رو نمیشناخت .

داشت از جریان یکی از فامیلاش تعریف میکرد که بچه دار نمیشد . میگفت اقدام کردن برای آوردن بچه . سمنان اونا رو معرفی کرده بود به دارالایتام اهواز که برن و یه بچه انتخاب کنن . میگفت انتخابشون یه دختر دو ماهه بود . تعریف میکرد که وقتی شنیده دختر میخوان بیارن تلفن رو برداشته و زنگ زده به فامیلشون . اعتراض و داد و بیداد که اگه بچه میخواین از اهواز بیارین دختر نباشه .

منم که زیر دستش داشتم فنا میشدم آروم پرسیدم که مگه دختر اهوازی چشه ؟ گفت :

اخ نمیدونی... دخترای اهواز و خوزستان همشون شیاهن و زشت . من که خنده ام گرفته بود گفتم : من کدومشونم؟ سیاهم یا زشت ؟

گفت وا این چه حرفیه؟ به این سفیدی . خوشگلی. شما مگه کجایین؟

گفتم خوزستانی. با خونسردی گفت : خوب حالا کجای خوزستان . همشون که اینجوری نیستن که ! فقط اهوازیا زشت و شیاهن .

گفتم از قضا مال ناف اهوازم .

طفلی نمیدونست چیکار کنه ؟ گفت اینا رو ولش کن . لامصب شانس رو داری؟ یک در میلیون . تو سمنان برای یه مشتری غریبه داستان تعریف کنی طرف مال اون سر ایران عدلی اهوازی در یاد ؟ اونم چی؟ سفید - چشم رنگی- بور؟ فاطی بیار اون آفتابه رو . میرم یه وقتی جایی آب ببرم باهام .

نوشته شده در یکشنبه 7 آذر‌ماه سال 1389ساعت 10:46 ب.ظ توسط من نظرات (4)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others