X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

چند وقت پیش کتاب "دا " رو خریدم و خوندم . کتاب خوبیه . به خصوص برای کسایی که خود جنگ رو از نزدیک لمس کردن و دیدن . یه جورایی تداعی خاطراته . هم تلخ و هم شیرین . خیلی از جاها پا به پای راوی من هم گریه کردم و بی طاقت شدم . خیلی جاها از اینی که راوی نمی خواد از خودش یه اسطوره بی عیب بسازه لذت بردم . از اینی که بی پروا ضعفش رو کنار شجاعتش میاره و از گفتنش پروایی نداره کیف کردم . مثل ترسش از موش و مارمولک . اینا قشنگه و ارزشمند . اما خوندن کتاب رو به کمتر کسی توصیه میکنم . چون پره از صحنه های تشریح جنازه . به نظر میاد ذهن راوی به طور کاملا ناخود آگاه خواسته از تصاویر وحشتناک جنازه ها خالی بشه .  

کتاب پره از صحنه های تکون دهنده و تلخ . یه جاهایی هم کلی حرص خوردم بابت تصمیم گیری های بد و ناخوشایند راوی.  مثل وسواس عجیب و غریب یا حتی باور نکردنی جمع کردن جنازه های افتاده تو سطح شهر . اونم تو اوج جنگ شهری و خونه به خونه .  

از طرفی بعد خوندن کتاب یه دفعه یه شوک اساسی بهت وارد میشه . چون یادت میاد چیزای زیادی تو این دنیا هست که باید از کنارش رد بشی و چیزایی هم هست که باید دو دستی بچسبیش تا از بین نره . فرق زندگی حالا با کمتر از سه دهه پیش چشمگیره و زیادی تو ذوق میزنه . فرق نگاه آدما – جامعه – یا حتی محیط زندگی.

زندگی ساده دور از تجملات . زندگی آرمانی دهه 60 .

به هر حال این کتاب بیخودی معروف نشده اما من به خوندنش هیچکس رو تشویق نمیکنم . اعصاب فولادی میخواد تموم کردن کتاب بدون حس چندش یا حتی تهوع......

نوشته شده در پنج‌شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1388ساعت 10:21 ق.ظ توسط من نظرات (1)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others