X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

چند روز پیش همسر یه نامه داده دست هستی و توی اون تضمین داده که روز دوشنبه هستی رو ببره یه سفر یه روزه و برگردونه. هستی دوشنبه روزی حاضر به یراق عین شیر غران پرید به پاچه همسر که دوشنبه قول دادی قول دادی بریم . همسر هم میگفت بیار نامه رو ببینم . هستی نامه رو آورد و کرد تو چش و چار همسر که اینه هاش. همسر هم بادی به غبغب که این نامه که تاریخ نداره!!!!!!!!!!!!! بابایی من گفتم دوشنبه ولی نگفتم کدوم دوشنبه !!!!!!!!!!!!!!!!

از اون جالب تر این که من باب درد دل هستی نامه رو میبره مدرسه به دوستاش نشون میده . اونا از هستی بدتر میشینن به درد دل .تازه اونا علاوه بر بابا – دل پری هم از عمو – دایی – برادر – پسر خاله و خلاصه هر چی جنس مذکر تو فک و فامیل و در همسایه بوده داشتن .  آخرش تصمیم میگیرن که یه نتیجه گیری کلی کنن و خلاص . به هستی میگم : مامان به چه نتیجه ای رسیدین حالا؟ دلتون سبک شد؟ دیدین همه همین طورن ؟ میبینم هستی با هیجان و آب و تاب دست میزنه و میگه :  نتیجه گرفتیم که قول باباها که قول نیست . فعلا مامانا خوش قول ترن . بعد هم اصن به قول مردا نمیشه اطمینان کرد همشون همینن .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

بعد تحریر : بیچاره باباها دیگه نه وقتی دارن نه حوصله . این قدر خسته میان و میرن که هیچی یادشون نمیمونه چه برسه به قولاشون . این روزا اگه از مردای متاهل بپرسی خونه و خونواده یعنی چی؟ بی تردید میگن : خونه مکانی است برای خوابیدن . بس که خسته و کوفته و له شده برمیگردن خونه .حالا بگذریم ازهمسر ما که حتی موقع قول دادن هم یه راه در رو میذاره. اااااااااللللللللللهههههههیییییییییییییییییییی.

نوشته شده در شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1387ساعت 10:53 ق.ظ توسط من نظرات (3)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others