X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی


انگار همین دیروز بود . ونگ ونگ گریه و بیتابی های شبونه .تا خود صبح شیر خوردن و بی خوابی های مداوم .  انگار همین دیروز بود که زبون باز کردی و با شیرین ترین صدای دنیا هر چی کلمه بود رو غلط غلوط میگفتی. انگار همین دیروز بود میدویدی و میپردی تو بغلم و جیغ میکشیدی : خبارتم ( یعنی خرابتم !!!!) . انگار همین دیروز بود که با عموت نشستی پشت یه دستگاه تایپ و سخنرانی میکردی و عموت با سر و صدا کلمه های سخت بهت میگفت که تو غلط بگی و اون تایپ کنه . آخی !  یادته وقتی میگفتم : مامانی یه شعر بخون . و تو بدون استثنا این جور شروع میکردی : یه خره و یه گاوه با هم رفتن پارک............ بعد هر  چی چرت و پرت بلد بودی ردیف میکردی که مثلا اینا شعره . یادته بزرگ تر که شدی با لج تمام از حفظ سوره های کوچیک قرآن در میرفتی که از عربی بدت میومد ! ما ایرانی هستیم من عربی حفظ نمیکنم و چه فیلمی داشتیم با مدرسه ازمن اصرار که حفظ کن بچه و از مربی انکار که فشار بهش نیار. ای خدا چی میگفتم به معلمات؟ میگفتم این نتیجه بحث های حرفه ای تو جلسه های دوستای مشترک من و همسره ؟؟؟؟؟ بزرگ تر که شدی به سبک خاله مهتابت شدی طرفدار دو آتیشه خاتمی و دقیقا چهار سال پیش از نتیجه رای گیری چه اشکی ریختی. یادته تازه از دربند برگشته بودیم و با خیال راحت صحنه انتخابات رو خالی گذاشتیم که یه گردشی کرده باشیم . یادته ؟ اشک میریختی که کوفتمون شد . نمیرفتیم چی میشد؟ یادته اولین فیلم جدی که  با هم دیدیم ؟ شمعی در باد ؟ با اون نگاه کنجکاوت دم نزدی . ولی بقیه دوستات غر میزدن که بریم اما تو تازه گرم شده بودی. اولین فیلم ترسناکت یادته ؟ همین چند وقت پیش بود . میپریدی تو بغلم ولی کم نیوردی . کیف کردیم از تو بغل هم بودن و فیلم ترسناک دیدن . اولین غذایی که درست کردی؟ سوسیس ؟ داد میزدی : هستی سرآشپز میشود . با یه دم کنی روی سرت و پیش بند و مخلفات . چه غذایی شد . مادری چی بگم . 11 سال مثل برق و باد گذشته . میخوام بدونی همین امروز و همین الان بدونی که تو تنها دریچه نگاه ما و نقطه امید ما هستی . من و پدرت عاشقانه دوستت داریم و در واقع میرستیمت . تو گل خوش بوی منی  و درسته بعضی وقتا بهت اخم میکنم یا مثلا داد میزنم اما مطمئن باش درست همون موقع دلم برات قنج میره و بیتابانه منتظرم تا بغلت کنم و حست کنم . عشق من هیچ میدونی شبا که خوابی من و بابات یواشکی میچسبیم بهت ؟ تا خود صبح جا نداریم تکون بخوریم . صبح هم با کمال پررویی پا میشیم غر میزنیم که جامون کم بود اما اصل جریان اینه که میخوایم پیش هم باشیم . چه قدر خوبه امسال سه تایی با هم هستیم . هیچی که نباشه پیش همیم . امسال بزرگ تر شدی  و خانم تر . عاقل تر و کمی هم با سیاست تر . خیلی خوب معلومه که به آهستگی داری از بچگی فاصله میگیری و یه خانم نوجوان میشی. یواش یواش علایقت و دلبستگی هات عوض میشه . عزیز دلم خانومم : تولدت مبارک . برات قشنگ ترین آرزوها رو دارم . میبوسمت صبح تا شب و شب تا صبح اما خسته نمیشم . اگه خسته شدم بدون الکی میگم . راستی راستی خسته نمیشم .

 

 

 

دوستای عزیز امیدوارم امروز  هر کی یه سر این جا میزنه برای هستی گلم تبریک بذاره و اونو خوشحال کنه . ممنون میشم
نوشته شده در شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1387ساعت 09:00 ق.ظ توسط من نظرات (14)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others