X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

 دو چیز باعث شد من یه خورده برم تو فکر و یادم بیاد دوره بچگی چه کارتون هایی دوست داشتم. یکی مصاحبه ناهید امیریان دوبلور با سابقه تو برنامه دو قدم مانده به صبح . و یکی هم امروز که روز جهانی کودک و رسانه بود ........ 

 

اول این که صدای ناهید امیریان برای من پره از خاطره اس. پی پی جوراب بلند ( که چه قدر متاسفم نه فیلمی ازش دارم و نه میشه یه جوری برای هستی گیرش بیارم. حتی کتابش هم نتونستم پیدا کنم. ) سند باد . یینوکیو . نوار های 48 داستان .  

 

ما کارتون پینوکیو رو دسته جمعی میدیدم . محال بود کارتون شروع بشه و خانواده پای تلویزیون نباشن. شخصیت مورد علاقه همه مون هم گربه نره بود که هفته به هفته تکیه کلام هاش عوض میشد و با اون دوبله رویایی که داشت تبدیل یه یه شخصیت اسطوره ای شده بود . وای جینابا اون جیغ های کوتاه و هیکل ظریف مریفش که چه قدر حرص میخورد. وای وای اون قسمت که پینوکیو گول میخوره میره شهر بچه ها . آرد میخوره . بعد آب بعد می ایسته جلوی تنور تا داغ بشه و نون درست بشه تو شکمش.  

 

آخه پی پی جوراب بلند با اون جورابای دراز لنگه به لنگه رنگی که همیشه یه خورده از جلوی پاش آویزون بود .  

 

وبعد قسمت آخر سند باد که فقط و فقط یه بار از تلویزیون پخش شد و دیگه لابد  صلاح ندیدن که عشق ظریف شیلا به سند باد و مخفی کردنش تا وقتی که طلسم بشکنه و تبدیل بشه به شاهزاده عاشقی که همه جا با سند باد بوده . تو قسمت آخر سند باد مجسمه های سنگی متعلق به پدر و مادر شیلا رو پیدا میکنه و وقتی طلسم رو میشکنه همراه با از بین رفتن سنگ ها و برگشتن آدمها یه گوشه هم شیلا یواش یواش به یه دختر زیبا تبدیل میشه و میپره تو بغل پدر و مادرش. 

 

 ای خدا این بچه ها همه چی دارن ولی دنیای ما تو اوج جنگ و بدبختی با دو سه تا نوار 48 داستان رنگی تر بود و پایان هر ماه منتظر ادامه داستان امیر ارسلان نامدار میموندیم و این که این ماه چه داستانی میخواد مارو با خودش بکشونه........... یادمه تو یه نوار بی نظیر یک عالمه آهنگ های قدیمی دوباره خونی شده بود با شعر های بچگونه .همون داستان موش و گربه عبید زاکانی اگه اشتباه نکنم.  

 

تلویزیون برنامه نداشت اما همونی که بود پره از شادی بود . پره از صدا های موندگار جادویی. .....

دو دو شب نخوابیدم . ر... روی ماه غلیطیدم . می..... می خوام بیاد بارون ..... فا ........فال میگیرم اکنون .

به همین سادگی الفبای موسیقی یاد گرفتیم . عشق . مهربونی . محبت . کمک به هم نوع ...... 

 

دوتا کارتون هم بود که با این که من بزرگ شده بودم اما از دبیرستان تا خونه براشون میدویدم . یکی مهاجران و اون لوسی می دوست داشتنی و یکی هم ممول ( برای این یکی به گمونم دانشجو بودم !!!) هر دو تای اینا از شبکه های عربی هم پخش میشد و چه حضی داشت کشف قسمت های حذف شده . به خصوص برای ممول که اصلا یه کارتون عشقی به تمام عیار بود . آخی چه قدر برای اومدن هموای شرجی که بشه شبکه های عربی رو صاف گرفت لحظه شماری میکردیم.  

 

کلاه قرمزی هم که جای مخصوص خودش رو داشت وعزیز  عزیز ... خوفی؟ آخی آخی.... 

موقعی که فیلم کلاه قرمزی در اومد با اون  صف های طویل بلیط جلوی سینما شهر فرنگ اهواز. باورتون میشه من با اون کلاسور دانشگاه برای کلاه قرمزی مظلوم چه اشکی میریختم؟؟؟؟ وای شهر موشها : موشیرو میشونه !!!!‌آخی ........... 

نمیدونم نمیدونم چرا و چه اصراریه که این نسل از عشق هیچی ندونن .  

 

دیشب با هستی داشتیم فیلم سلطان تپه ها رو از کانال یک نگاه میکردیم . دختره از پسره دعوت کرد بیاد خونشون . بعد ازش خواست به موسیقی گوش بدن . یه دفعه صحنه قطع شد و دختره داشت از زیر دستای پسره سر میخورد پایین . صرع داشت و از هیجان حمله شروع شده بود . هیجان از چی؟ هیچی بدبختا رقصیده بودن و سانسور چی زده بود قیچی رو وسط احساس اینه . یا آخرش که دختره رفت آسایشگاه پشت یکی از دیوارای هتل هم دیگه رو ب و س کرده بودن برای خدا حافظی . خوب من چی بگم به دخمرکم ؟ این طفلی چه تعریفی از دوست داشتن داره؟ چه میدونم ؟ اصلا ولش کن ما بچه های گذشته که این همه عشقولانه در وکردیم مگه چه گلی به سرمون زدیم ؟ تازه اون موقع ها روز جهانی هم که نداشتیم که !!!! اصن حساب نمیومدیم که !!!!!!!

نوشته شده در جمعه 22 آذر‌ماه سال 1387ساعت 07:35 ب.ظ توسط من نظرات (8)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others