X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی


بعضی وقتها مغزم هنگ میکنه. یعنی اصلا یادم نمیاد که چه کاری رو کی و کجا باید انجام بدم . دقیقا توهمون ساعتی که یک عالمه کار دارم با خونسردی میشینم به خودم استراحت میدم . مثلا دارم تند تند غذا درست میکنم که به کلاسم برسم کارم که تموم میشه با خونسردی یه میوه بر میدارم و پام رو دراز میکنم و میل میکنم. بعد اصلا یادم میره کلاس داشتم تا بعد از ظهر که یکهو یادم میاد .

هستی روزای پنجشنبه زود تعطیل میشه و انگاری این برنامه تو مغز من جا نمیوفته . من هر هفته مجبورم با خط پر رنگ روی دستم بنویسم که کی باید برم دنبالش. پریروز بعد از اینکه کارهام رو کردم با شوق و ذوق که هنوز یادمه کی باید برم دنبالش با یه خودکار درشت رو دستم نوشتم 12.30 یعنی همون ساعتی که همیشه میرم دنبالش . بعد دقیقا 11.30 یعنی همون ساعتی که باید میرفتم دنبال هستی رفتم میوه فروشی و یه لبخند پیروز که یک ساعت هنوز وقت دارم. بعد اومدم خونه و عملیات پا دراز کردن رو انجام دادم . دوستم هم زنگ زد و عملیات چانه گرم کنی شروع شد .  ساعت 12.15 دیدم موبایل زنگ میخوره و شماره مدرسه افتاده . برداشتم دیدم هستیه . و با بغض میگه چرا نمیای دنبالم .منم قاطع که مگه تعطیل شدی؟ گفت آره 45 دقیقه اس که تعطیلم . منم داد میزدم چرا به من نمیگی زود تعطیل میشی؟؟؟!!!!!!!! خلاصه 10 دقیقه بعد دم مدرسه بودم و تازه اون جا یادم افتاد پنجشنبه اس و طفلی دخترم منتظره و من مشغول استراحت .

هستی بهم میگه باید ویندوزت عوض بشه . ویروسی شدی . هنگ زیاد میکنی . باید فورمت هم بشی. جایی سراغ دارین این کارا رو ارزون انجام بده ؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

- دیشب رفتیم نمایشگاه صنایع دستی . یه چند تایی کار شیشه خریدم . به نظرم شیشه خیلی روح داره . دوستشون دارم .همین .

نوشته شده در شنبه 11 آبان‌ماه سال 1387ساعت 08:25 ق.ظ توسط من نظرات (4)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others