X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

دیگه حالم از برنامه های تلویزیون به هم میخوره . همش انگار گرد عزا ریختن روش. شبا کلافه میشم . خسته از کار روزانه و غر غر های تموم نشدنی هستی به صفحه ی تلویزیون خیره میشم تا بلکه خستگی از بین بره. ولی دریغ . نمیدونم بقیه مردم دنیا چی کار میکنن . این قدر دیگه همه چی برای ما روتین شده که حتی تصور یه ذره تنوع هم برام نا ممکنه . زندگی یعنی بلند شدن از خواب- کار- شستن – رفتن – بردن – شستن – تمیز کردن – شستن – وسطاش دستشویی رفتن – دوباره شستن – خرید کردن -  پختن – ایضا شستن – بعد دیگه ظهره : خوردن – بعضی وقتا چرت زدن – شستن – بعد هم شبه : اول خوردن – دیگه نمیشوریم ( میمونه برا صبح ) – دیدن تلویزیون- یه گاهی بحث برای تنوع – حوصلمون سر رفت دعوا – بعد یه کمی خوندن زندگی خصوصی مردم ( فضولی تو وبلاگا  ) – بعد هم اگه خدا بخواد خوابیدن – تو خواب کابوس دیدن – لحظه شماری اینکه کی صبح میشه بیدار بشم از دست این خواب لعنتی نا آروم خلاص بشم .

همین .

 

 

 

خ. ر. : به علت روتین بودن همه چیز در این نوشته بی نظمی به چشم می آید حتی جمله ها هم به هم نمیخورد چه بسا لابد روتین نبوده ............!

 

 

خ. ر. =  خی روشت ( بر وزن پی  نوشت )


نوشته شده در جمعه 5 مهر‌ماه سال 1387ساعت 03:47 ب.ظ توسط من نظرات (5)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others