X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

اندر فواید فضولی نقل کرده اند که :

روزی با طفلمان منتظر تاکسی بودیم که خانم همسایه با مرکب زانتیای خود جلوی ما سر صلاه ظهر ایستادند و دعوت نمودند مارا تا جایی برسانند .

ما هم از خدا خواسته سوار شدیم و بلافاصله دختر همسایه را رویت نمودیم. با شوق سلام نمودیم و اعاده فضولی که : " کجا به سلامتی؟ " جواب آمد که :" به دکتر میرویم . 3 ماهه باردار است ." فرمودیم :" جنسیت را میدانید ؟" گفتند :" نه ! تا الان 6 بار سونو دادیم ولی جنس نخواستیم. " با حساب سر انگشتی فهمیدیم که هر 2 هفته یک بار  ...... فرمودیم همراه با نگاه عاقل اندر سفیه :" که چه کاری است هر دکتری این ریسک را نمیکند . چون ماه های اول خطر دارد . و بعد اضافه نمودیم لابد میخواهد از رشد بچه مطمئن شود . انشاا..... که خیر است . " و بعد یک سخنرایی بلند بالا هم راجع به بارداری و سلامت مادر و کودک ارائه نمودیم.

با آرزوی سلامتی از مرکب پیاده شدیم . تا دیروز............

دیروز دوباره در اوج بی برقی و گرما خانم همسایه درب منزل را کوبیدند . وقتی درب را باز نمودیم با چهره پریشانی روبرو شدیم که جا خوردیم .

بی مقدمه پرسیدند :" شوما ماما هستین؟" گفتم :" نه چه طور؟" گفت :" حرف شوما درست بود بچه در شکم مادر مرده . چون رشد نکرده . گفتم شاید چیزی میدانستی و نگفتی. " در دل گفتم : " آلیشا کجایی که دهان ما را ببندی و ما را ارشاد کنی؟ گفته بودی لازم نیست هر جا که نشستی بگی چیزی بلدی و یا میدانی. "

 

 

البت لازم به ذکر است که آلیشا در تحقیر ما فرموده بودند ولی این جا استثنا" به درد می خورد .

اصولن لعنت به دهانی که بی موقع باز شود . حال ما مانده ایم با لیسانس ادبیات و ارتباط آن با مامایی چه کنیم؟ بعد هم به فکر رفته ایم نکند این ها فکر کنند سق ما سیاه است از بیخ و بن!!!!!!!

 

 

 

پ.ن : ارتباط را با ارائه دیپلم تجربی و کتابهای علمی و اینتر نت پر نمودیم .می ماند سق سیاه که با آن چه کنیم؟

نوشته شده در پنج‌شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1387ساعت 12:13 ق.ظ توسط من نظرات (9)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others