Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1387

امروز داشتم تلفنی حرف میزدم که چشمم به گوشه دیوار افتاد. یه 20تایی مورچه افتاده بودن به جون مغز یه تخمه آفتاب گردون. با زحمت زیاد داشتن میبردنش . با نمک اینکه لیدر هم داشتن یه مورچه بزرگتر از بقیه مدام دور طعمه میگشت و بعضی ها رو جا به جا میکرد . یه دونه هم سر تیز مغز تخمه رو گرفته بود و با فشار زیادی میکشید. خنده ام گرفت اگه نوک تیز تخمه بکنه چی؟ یواشتر................

 

 

 

 

خونه خودتون کثیفه . چتونه؟ خوب یه روز میخواستیم خواب بمونیم . مورچه ها هم غذا میخوان دیگه!!!!!!!!!!!!!