X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

قبل از هر چیزی از تمام کسایی که تبریک عید گذاشتن تک تک تشکر میکنم . از این که به یادم بودین ممنونم  و به جرات میگم امسال زیبا ترین عیدی برام دیدن همین پیغام ها بود. خیلی دوستتون دارم و برای همتون دعا میکنم..............

 

 

 

امسال با همسر و فرزند به جنوب رفتیم . شیراز و بوشهر...................... خوش گذشت خیلی زیاد . جاتون خالی یه دل سیر همسر رو نگاه کردیم که در نبودش حسرت نخوریم. این قد نیگاش کردیم که طفلی به این نیگاهای عاشقونه عادت نداشت اون وقت فکر میکرد ما مریضیم یا چشامون لوچ شده. بگذریم...........

 

 

 

از سفر بگم که شیراز برام یه سفر نوستالژی بود . به شهری که بهترین دوره زندگیم رو توش بودم و یه جورایی هنوز تا هنوزه تحت تاثیرش هستم. یک روز کامل رو گذاشتیم برای پاسارگاد و تخت جمشید تا بعد از یک روز کامل 7-8-10 کیلو چاق شیم از باد غرور و سرمون رو بالا بگیریم که ایرانی هستیم. باور کنید دیدن این دو جا از نون شب برای هر ایرانی واجب تره.. جاتون خالی یه راهنمای با سواد و جوون و با حال هم نصیبمون شد که از دیدن گروهی که دنبالش میدویدن و تعقیبش میگردن آن چنان به وجد اومده بود که هر چی در چنته داشت ریخت رو دایره....... کارشناس معماری بود و اطلاعاتش عالی.................

تصور کنید یه خانومه با به دامن چین چینی مشکی و کت قهوه ای . با آخرین مدل آرایش خوگشل  و یه کلاه لبه دار سرخ و زیر همه اینا شلوار صورتی و کتونی  سفید ......................... که تا راهنما میومد تکون بخوره دست سایز کوچیک ترش رو میگرفت و دنبال راهنما هه میدوید ............ من نبودم ها....... کی ؟ من؟ با هستی؟ اصلا – اصلا......................

هستی عشق میکرد و به قدری سوال میپرسید که نگو . فقط ضایع تیپ ما بود که خوشبختانه کسی نمیشناخت و خودمون هم که بی خیال بودیم. آقای همسر هم خودش رو میزد به اون راه که مثلا با اینا نیستم.

من کلا تو سفر آدم سخت گیری نیستم. از تی تیش بازی متنفرم و به هیچی گیر نمیدم . از جای خواب گرفته تا غذا و مکان و ............ به خصوص تو این سفر واقعا میخواستم هم خودم و هم هستی و باباش از تک تک لحظاتمون لذت ببریم که بردیم. از اولش با من عهد کرده بودن که هتل نریم فقط چادر ......... و با این که تو هتل جا رزو کرده بودیم این دم بریده ها نذاشتن . به خصوص تو بوشهر کنار خلیج فارس با اون بادهای بهاری و بوی خوش دریا واقعا چادر از هر هتلی بهتر بود.

تا حالا دریای جنوب نرفته بودم و نمیتونم وصف کنم که چه حالی داشتم . لذت رد شدن ماهیهای خلیج فارس از لای انگشتای پاتون و دیدن زلالی باور نکردنی آب و حتی لمس عروس های دریایی باقی مونده از مد شب قبل ............ نمی دونم چی بگم؟ خدا کنه همتون امتحان کنید.

 

 

برای خرید هم گناوه محشره . قیمتها باور نکردنی و البته کثیفی وحشتناک.......................

 

یه چیز تا یادم نرفته . من شاید 20 سالی میشه که دعوا ناموسی!!!!!!!!!! که مثلا یکی متلک به یه خانومی بگه و بعد دعوا بشه ندیدم . تو شیراز دیدم وسط بازار وکیل ( آی پارچه هاش ارزونن !!!!!!!!) من هم با نیش باز و یه لبخند 4×6 ایستاده بودم به تماشا. آی حال داد................. ( شیرازیا ما مخلصیم شدید . )

 

 

از سریال ها هم بگیم که یه وقت لال از دنیا نریم. از هر سریالی گزینشی خوشم اومد .

مرد هزار چهره : قسمتهای نیرو انتظامی و شاعرا . به خصوص شاعرا که باور کنید تو عمرم این قدر نخندیده بودم .

نشانی : 4 – 5 قسمت آخر یه چیز دیگه بود .

دیار باقی : بعضی لحظات از بازیهای افسانه بایگان – شیلا خدا داد – وغیره .

فیلم هم اصلا ندیدم . برای خودم هم عیدی کتاب خریدم که دارم میخونم . دیگه فک کنم از همه چی گفتم جز این که خواهر هنوز پتو های سینزه به درمون کثیفه نششتم ....................  آها تهران هم رفتیم که از بس خلوت بود کلی گشتیم . خوش باشین خیلی نوشتم . همین .............

نوشته شده در جمعه 23 فروردین‌ماه سال 1387ساعت 07:50 ب.ظ توسط من نظرات (7)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others