X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

تا حالا شده دلتون گرفته باشه و بیخوابی به سرتون بزنه و ندونید چی کار کنید. یه دفعه بزنه به سرتون برید تو نت بگردید یه وبلاگی چیزی پیدا کنید بخونید بلکه ساعتای کش دار شب زمستون یه خرده کوتاه بشه . بعد با اون سلیقه سختی که دارین هیچی نظرتون رو جلب نکنه ( تو انتخاب وبلاگا خیلی سخت گیرم هر نثری رو نمیتونم تحمل کنم )  50 – 60 تایی وبلاگ رو بگردین تا حدودای ساعت 3 نیمه شب . بعد یه دفعه به یه وبلاگ فوق العاده استخون دار قدیمی بر بخورید که تا حالا ندیدینش. بعد سریع آرشیو رو باز کنید بذارید بالا بیاد و از اوایل سال 83 شروع کنید به خوندن : عجب تک خالی پیدا کردم . عجب نثری . عجب زندگی پرتلاطمی. ..... بعد یه دفعه یواش یواش داستان عوض بشه نویسنده مریض بشه و از درداش و از بیماریش بگه . بعد با داستان مریضیش اشک بریزید و با خودتون عهد ببندید هر جور شده پیداش میکنم باهاش دوست میشم تا  مرهم درداش باشم و دقیقا لحظه ای که پیمان با خودتون میبندید و پست بعدی رو میارید بالا یه دفعه یه نثر ناشناس رو ببنید با یه نوشته ناشناس که بله............. میفهمید صاحب وبلاگ 2 سالی میشه که فوت کرده و رفته و حالا مادر و خواهرش دارن ادامه میدن ...............

تجربه بدی بود چون باور کنید دلبسته نویسنده شده بودم و زندگیش و مقاومتش به عنوان یک زن . پریشب تا صبح بیدار بودم و براش اشک ریختم و فاتحه خوندم برای پگاه . نویسنده وبلاگ زن سی ساله .

شما چی تا  حالا این تجربه رو داشتین؟

اینی که تو این دنیای مجازی میرایی وجود نداره شیرینه – بد نیست ولی حس از دست رفتن آدمی که اینجا هنوز زنده اس چی؟

نوشته شده در جمعه 21 دی‌ماه سال 1386ساعت 02:59 ب.ظ توسط من نظرات (9)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others