X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

بعضی وقتا دلمون هوای یه جیزایی میکنه که ممکنه گیر نیاد . مثل توت فرنگی تو دل سیاه زمستون.

بعضی روزا مممکنه  چشامون دیدن یه چیزی رو بخواد که نیست- نباشه مثل یه دل سیر خنده وسط یه عزاداری.

بعضی شبا گوشمون هوس شنیدن یه صدای نرم و عاشقانه داره که رفته – گم شده مثل یه طوفان وسط یه روز آروم آروم.

بعضی اوقات لبامون تمنای یه نوازش بی ریا میخواد مثل حس  یه روز آفتابی قشنگ وسط یه برف سنگین .

بعضی  دقایق ذهنمون- عقلمون حروم میشه برای فهمیدن چیزی که نیست- محاله مثل همین حالا.

 

 

 

 

تق تق تترق تق تق تترق .................

-         کیه؟

-         منم وا کن این لامصب رو............

-         وایسا وایسا آ تقی اومدم.

-         زنیکه وا میکنی یا بشکنم این درو یالا................

-         مهلت بده آتقی ! مهلت بده دست به آبم......................

 

 

 

نه خداییش بعد میگن چرا دلت اینو خواست و اونو خواست و عقلت حروم شد ........ آقا تقی یه کمی یواشتر – مهربون تر................. لطیف تر...............................!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

 

 ( به علت وجود خشونت محض بعضی صحنه ها حذف شده. بعد نگین انگیزه خانومه کم بود . یا دیگه آتقی اینقدا خشن نیست. به جون خودم جای خشونتش رو خودم دیدم هاااااااا.....)

نوشته شده در چهارشنبه 12 دی‌ماه سال 1386ساعت 12:00 ق.ظ توسط من نظرات (9)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others