X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

دیروز مهمان داشتم . یه مهمان خیلی عزیز که نمی دونم چه جور توصیفش کنم . از اون آدمایی که با دیدنشون آرزو میکردین یه جایی دم دستش باشین که همیشه ببینینش.  مهمان عزیز با دخترشون (پوپک ) اومدن . یه دختر سرزنده با یه نوه گوگولی. دخترخانوم مربوطه  پارسال ما رو به جشن تولد دخترش دعوت کرده بود. توی جشن با خواهر شوهرم کلی سوژه پیدا کرده بودیم یکی از اونا دختر و پسری بودن که تازه ازدواج کرده بودن . یه جورایی خیلی نچسب و نا متناسب بودن. طوری که با دیدنشون بعد از کمی تفحص به این نتیجه رسیدم که ازدواجشون پایدار نمیمونه و به زودی طلاق میگیرن. سر همین با خواهر شوهرم شرط بندی هم کردیم.

الغرض................. با پوپک شروع کردیم به پرسیدن که این چی شد . اون چی شد و آمار مهمونای اون سال رو میگرفتیم. خلاصه در جواب یکی از این سوالا و رهگیری ها پوپک یه دفعه گفت : فلانی رو میگی؟ آها اونا طلاق گرفتن.

یه دفعه من با اون هیکل از رو صندلی پریدم و داد زدم: ای ای آذر دیدی گفتم طلاق میگیرن ؟....... و محکم به نشانه بردن در شرط میکوبیدم روی پام و داد میزدم: از اولش هم معلوم بود. عجب زوج نتراشیده و نخراشیده ای بودن با اون شوهر هیزش...........

پوپک تازه کنجکاو شده بود این کی بوده که من از ظاهرشون این قد زود فهمیدم و اونا که فامیل بودن نفهمیدن؟

مرتب اطلاعات میخواست که نشونی بیشتر بده .

منم با ژست میگفتم : اونی که تازه ازدواج کرده بود. لباسش قهوه ای بودو چنان بود و چنین بود.............

که یه دفعه گفت : اون خواهر شوهرم بوده. دائم هم سرخ و سفید میشد..............

خلاصه مونده بودم چه جور جمعش کنم ؟

گفتم: اوهوم من معمولا اشتباه میکنم حافظه دیداری خوبی ندارم ............... ولی ول کن نبود . میگفت : لابد یه چیزی شنیدی . تورو خدا بگو چی شنیدی؟

منم گفتم : حالا خوشبخت شدن یا نه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

که دیگه انگاری منتظر همین بود و مرتب میپرسید: تو رو خدا از شوهرش چیزی دیدین؟!!!!!!!!!!

منم با خونسردی جواب دادم: میدونی چیه پوپک جون رفتم تو یه کوچه بن بسته نمیدونم چه جور بیام بیرون به خدا...................

 

 

 

 

آقا امشب ما 2 مطلب دستگیرمون شد. یکیش اینکه از آشنا ها زن دوم گرفته. یکی هم اینکه شوهر دوستمون یاغی شده.

آخیش چه قدر خوبه داشتم خفه میشدم از پنهون کردن این 2 خبر کاش میشد جزییات رو هم با اسم و آدرس کامل و مدرک هم بگم تا راحت بخوابم. چه قد بده از آدم قول میگیرن به کسی نگی هههههههههههههههاااااا......................!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

این سریال ساعت شنی رو میبینین؟ بازیا معرکه اس نه؟ من خیلی لذت میبرم.

نوشته شده در چهارشنبه 21 آذر‌ماه سال 1386ساعت 11:51 ب.ظ توسط من نظرات (3)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others