X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

یه زمانی از این که یه زن سنش رو پنهان کنه ختدم میگرفت. همیشه این جور زنا مایه تفریح و شادی من بودن. حالا خودم درآستانه 40 سالگی (البته هنوز 2 سالی مونده) یه جورایی وحشت برم داشته. فکر میکنم کجای دنیا ایستادم. بیشتر از نیمی از عمرم رو گذروندم. هنوز یک عالمه آرزو های نگفته دارم. اونایی هم که گفتم بهش نرسیدم. هنوز دلم لباسای جورواجور آرایش های اجق وجق- مسافرتهای عاشقونه و خلاصه خیلی چیزا دلم میخواد. نکته ای که این وسطه سن آدمه که با آرزوش و ظاهرش نمیخونه.

فکر کنم این اون چیزیه که بیشتر زنا باهاش مشکل دارن. قرار گرفتن تو یه برزخی که نه به سن و سالشون میاد نه به ظاهرشون. برای همین سن رو پنهان میکنن که کسی نتونه توش عیبی پیدا کنه.

خیلی از زنها رو دیدم که از گفتن سن واقعی طفره میرن و تا اونجا که ممکنه نمیگن. اما من سنم رو هیچوقت کتمان نمیکنم ولی توی وجود خودم اغلب دچار تناقض میشم . یه وقتایی با یه چیزایی کلنجار میرم که میدونم مثلا برای 10 سال پیش خوب بوده نه حالا.

شاید علتش سرکوب شدن جوونی نسل ما باشه. این یه واقعیته که ما یهو افتادیم تو یه مسیری که هنوز براش آماده نبود و وجودمون پره از عقده های جور وا جور و جوون پسند.

به هر حال خواهر که شما باشی تو این برهه از زمان ما موندیم و یه ذهن مغشوش که  نمیدونیم کدوم وریه:

جوونه – پخته اس – سوخته شده -...... خلاصه شلم شولباییه بیا و ببین.

تولدم مبارک.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 14 آذر‌ماه سال 1386ساعت 10:08 ق.ظ توسط من نظرات (2)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others