X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بانوی ناتمام

پرنسس جنی

                                          به نام خدا

سلام مادر مهربان من. حالت خوب است؟ مادر من تورا خیلی دوست دارم. من از تو تشکر می کنم که آنقدر زحمت کشیدی.پابه پای من ایستادی که من درس و تربیت خوب یاد بگیرم.مادر تو خیلی زیبا و خیلی مهربان هستی. مادر من دلم برایت خیلی تنگ میشود وقتی به مدرسه می روم. من همیشه وقتی زنگ مدرسه می خورد در فکر این هستم که ناهار چی داریم. مادر من از تو سپاسگزارم گه هرچی خواستم برایم خریدی. مادر من از تو می خواهم که به پدرم بگویی که مرا اذیت نکند.(*) مادر پارسال که در نمایشگاه بودید و مرا پیش مادر بزرگم گذاشتی من خودم درس هایم را خودم نوشتم. آن روزی که به مجتمع ..... آمدیم من خیلی خوش حال شدم و فکرمی کردم سبا و سما برای همیشه با من دوست هستن ولی یک روز نگذشت که با هم دعوایمان شد و با هم قهر کردیم.

(*) هستی با باباش کشتی زیاد می گیرن از باختای زیادش عصبانیه..........

امروز هستی این نامه رو برام نوشته .خوشحالم از اینکه هنوز رنگ و بوی آدم بزرگا رو نگرفته. از اینکه دلش تو مدرسه برام تنگ میشه احساس غرور کردم و از اینکه فقط به فکر ناهار خندیدم. خدا کنه دل کوچولوت همیشه خوشحال باشه بهت قول دادم این جا برات بنویسمش که تا ابد بمونه.

 

خبری که منتظرش بودم نیومد از همه بد تر این که بهم تهمت روشنفکری زدن . بهانه ای برای لدامه زندگی سراغ دارین آیا؟ کجا میفروشن؟

نوشته شده در شنبه 5 آبان‌ماه سال 1386ساعت 10:07 ب.ظ توسط من نظرات (6)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others